mamaninia

❤❤دومین سالگرد ازدواج❤❤

11فروردین دومین سالگرد ازدواج عاشقانه من و حمیدرضا بود و ما 3نفره جشن گرفتیم. سال پیش کلی مهمون دعوت کردیم اما امسال دلمون جشن خصوصی  خواست😉 حمیدرضا اومد با 1دساه گل بزرگ رز باهم رفتیم کیک گرفتیم از لادن که اومدیم بیرون یهو دیدم حمیدرضا وایساد 1پسره داشت چاقاله میفروخت بهش گفت یکم برامون بزار پسره گفت چاقاله؟ حمیدرضا گفت نه من و من کرد و گفت گوجه سبز😆منکه 4ماه منتظر گوجه سبز بودم چشام از حدقه زد بیرون😀 آخه من اصلا گوجه سبزا رو که زیر 1پارچه تو 1بسته کوچیک قایم کرده بود تا اون لحظه ندیده بودم😍😍 خلاصه گوجه سبز داغ داغ  و با چندتا DVD فیلم خریدیم و برگشتیم خونه کیک و شمع و گل و جشن و عکس❤💋❤💋 ...
2 خرداد 1394

نوروز94

این اولین عید که ما با همیم عزیزم💑 همه چیز انگار 1رنگ و بوی دیگه داره تو دلم غوغاییه وقتی به این فکر میکنم که سال بعد توی بغلمی اشک تو چشمام جمع میشه😘😘 روز آخر اسفند افتادیم به جون خونه و تمام وسایلت و گذاشتیم توی کمدای بالا و کلی خونه رو مرتب کردیم شام مخصوص شب عید (رشته پلو با ماهیچه) هم پختم و 3تایی خوردیم سال تحویل 2 صبح بود 😊 بعدشم کلی عکس 3نفره گرفتیم و خوابیدیم💑
2 خرداد 1394

سیسمونی

عزیزکم  با مامان شهره رفتیم قشم برات 1عالمه لباسای خوشمل و کالسکه و کریر و تخت و پارک و... خریدم  هر شب از خریدامون عکس میگرفتم و برای حمیدرضا میفرستادم اونم کلی ذوق میکرد😊 کلی هم بهمون خوش گذشت اما شب آخر دیگه دلم برای بابا حمید 1ذره  شده بود جوری که باهاش حرف زدم اشکم دراومد😢 موقع برگشت تو فرودگاه داشتن برامون 100کیلو اضافه بار میزدن که یهو همسر یکی از دوستامو با لباس فرم فرودگاه دیدم و لطف کرد با پارتی بازی ردمون کرد و هیچی اضافه نخوردیم اینم از شانس و خوش قدمیه دختر تو دلم💟💟 ...
2 خرداد 1394
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به mamaninia می باشد